|
مریم کوچولو | ||
|
ســـــــــــلام اومدیم شهرستان و من نمیتونم زیاد آپ کنم ولیچند تا عکس واستون گذاشتم...
مریم با مجری عصر بخیر بچه ها در جشواره شعبانیه
بدون شرح!!!
بدون شرح!!!
بدون شرح!!!
بدون شرح!!!
بدون شرح!!!
بدون شرح!!!
بدون شرح!!!
[ شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ] [ 22:3 ] [ مامان اکرم ]
مریم خانوم و باباش
ده مرد و یک زن به طنابی آویزان بودند. طناب تحمل وزن یازده نفر را
نداشت. باید یکنفر طناب را رها می کرد وگرنه همه سقوط می
کردند. زن گفت من در تمام عمر همیشه عادت داشتم که داوطلبانه
خودم را وقف فرزندان و همسرم کنم و در مقابل چیزی مطالبه نکنم.
من طناب را رها می کنم چون به فداکاری عادت دارم. در این لحظه
مردان سخت به هیجان آمدند و شروع به کف زدن کردند
[ شنبه هجدهم تیر 1390 ] [ 1:58 ] [ مامان اکرم ]
سلام
دوستان طی مشکلات حل نشدنی در وب قبلی مجبور به اسباب کشی به این مکان شدیم و از اونجایی که نمیتونم زود به زود آپ کنم از همگی عذر خواهی میکنم از تمام دوستای خوب و گلم که من و مریم عزیزتر از جانمو مورد لطفتون قرار میدید ممنون از مریم براتون بگم که کلی خانوم شده دیگه از شلوغ کاری و سر و صداو جیغ خبری نیست از ریخت و پاش و کثیف کردن لباساش موقع غذا خوردن هم خبری نیست هروقت هم کار خوبی انجام میده برای خودش میخونه آفرین صد آفرین دخخر خوف ناسنین فلشته ی خوب زیر زمینی تا یه کار بد هم انجام میده زود میگه مامان جون جون دوست دارم دنیا دوست دارم
چند روز پیش بدون مقدمه بهم گفت مامان جون جون (هر وقت میخواد چاپلوسی کنه جون جون میگه) گفتم جانم دیگه چی شده گفت دیگه وبلادمو نمینبیسی(وبلاگمو نمینویسی) گفتم ای جانم مینویسم چشم طبق معمول همیشه کلی بوسه رد و بدل شد راستی روز پدر مبارک مریم روز پدر به بابا جونش گفت بابای دنیا دوست دارم روزت مبالک بابای هم گفت من بیشتر از دنیا دوست دارم مریم گفت دو تا دوسم دالی الهی مامان قربونت بره که دو تا برات از دنیا بیشتره این کارت تبزیک تقدیم به همه ی بابا های گل مخصوصا بابای نازنین خودم چون سایه ی رب بر سر ما سایه پدر بود برسایه ی رب در صحف هم سایه پدر بود ایزد چو بفرمود که او رب صغیر است در دفتر عشق آیه و سرمایه پدر بود از مامان اکرم به بابا رضا توی این روز قشنگ دعا میکنم که سایه ی پر امیدت به سر من و دخترمون پایدار باشه رضای عزیزم تو دنیای منی و مریم گلیه که این دنیا رو برام گلستون کرده دوست دارم عزیزم
[ پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390 ] [ 9:1 ] [ مامان اکرم ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||